تبليغاتX
در وادی هنر
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صفا در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت |
 
 
 
محمدرضا لطفی نوازنده تار



1325- گرگان) نوازنده تار و سه تار ، نواساز و مدرس ، محقق و مولف
به تشویق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را در این زمینه با کسب جایزه نحست درجشنواره موسیقیدانان جوان نشان داد.پس از اتمام دوره تحصیل در سال 1343 به تهران آمد و به محضر حبیب الله صالحی و علی اکبر شهنازی راه یافت و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی با مکتب وزیری و تئوری موسیقی غربی آشنا گردید که حاصل آن همکاری با ارکسترهای هنرستان و صبا بود که زیر نظر حسین دهلوی اداره میگردید.ورود به دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و آموزش ردیف میرزا عبدالله با نورعلی خان برومند سر آغاز نوینی برای حضور بیشتر در دریای در دریای پر معنای موسیقی قدیم ایران بود که این آموزش تا آخرین دقایق حیات نورعلی خان برومند ادامه یافت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صفا در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت |

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب استتا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسدکشته چاه زنخدان توام کز هر طرفشهسوار من که مه آیینه دار روی اوستعکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رومن نخواهم کرد ترک لعل یار و جام میاندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زینآن که ناوک بر دل من زیر چشمی می​زندآب حیوانش ز منقار بلاغت می​چکد یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب استهر دلی از حلقه​ای در ذکر یارب یارب استصد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب استتاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب استدر هوای آن عرق تا هست هر روزش تب استزاهدان معذور داریدم که اینم مذهب استبا سلیمان چون برانم من که مورم مرکب استقوت جان حافظش در خنده زیر لب استزاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صفا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت |

 

چون پرنده اي كه سحر

با تكانده حوصله اش,

مي پرد ز لانة خويش؛

با نگاه پر عطشي

مي رود برون شاعر

صبحدم ز خانه خويش


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صفا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت |

 

نظر شما در باره موسیقی رپ در ایران و تاثیرات آن چیست؟

+ نوشته شده توسط صفا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت |

نالد به حال زار من امشب سه‌تار  من

این مایه  تسلی  شب ‌های  تار   من

ای   دل   ز    دوستان    وفادار   روزگار

جز ساز من  نبود  کسی  سازگار  من

چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه

یادش به  خیر ،  خنجر  مژگان  یار  من

رفت و به اختران سرشکم سپرد  جای

ماهی  که  آسمان  بربود  از  کنار  من

آخر   قرار   زلف   تو  با  ما  چنین  نبود

ای   مایه   قرار   دل   بی قرار   من ...

در حسرت تو  میرم  و  دانم  تو بی ‌وفا

روزی وفا کنی  که  نیاید  به  کار  من... (شهریار)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صفا در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM